تبليغاتX
.: عاشق شهادت :.

شهيد سعيد است و شهادت سعادت.

 

اينم از شهيد رضا پريمي كه  با ۲۲ سال سن پر كشيد رفت. که فکر میکرد وقتی یک هفته مونده به عید تو چادر تو رزمایش پیش ما بخوابه و فرداش دیگه تو  آسمونا باشه. سال ۸۷ با بد خاطره ای تموم شد.


ميبينيم و درس عبرت نميشه. حتماً بايد واسه خودمون يه اتفاق بيوفته تا باورمون بشه و اون موقع ديگه دير شده. روجش شاد و يادش گرامي.

      + نوشته شده در مورخ یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط عاشق شهادت | 
در اردوگاه صحبت بر سر نحوه برگزاري جشن عيد نوروز بود و ما در اولين نوروز اسارت به علت کمبود جا و موانع و مشکلاتي که از جانب عراقي‌ها ايجاد مي‏شد، نتوانستيم کاري انجام دهيم. در فضايي کوچک، 185 اسير زندگي مي‏کرديم و از اين رو به اجبار براي خوابيدن و نشستن هميشه بايستي 20 نفر سر پا مي‏ايستادند.
در دومين نوروز دوران اسارت، از زمان تحويل سال به وسيله تقويم مطلع شديم. آن سال به ما بن داده بودند که با آن شکر خريديم و با آرد نان، حلوا درست کرديم و به خودمان رسيديم.

آن سال عيد، هفت سين مختصري چيديم. به ياد دارم برادراني که براي بيگاري به بيرون از اردوگاه رفته بودند، از درخت سنجد آن حوالي مقداري سنجد چيدند و آوردند و ما بر سر سفره هفت‌سين علاوه بر سمون (نان ماشيني عربي) سنجد هم گذاشتيم. ضمناً آن روز دو برادر را که با هم قهر بودند آشتي داديم.

و اما يکي از خاطرات تلخ دوران اسارتم در همان روز رقم خورد، چرا که يک سرباز عراقي به نام «معجون» به بهانه‏اي واهي چنان به صورتم سيلي زد که گوشم دچار خونريزي و پارگي پرده شد. وقتي به بهداري رفتم، گفتند: تو سومين نفري هستي که توسط معجون در اين چند روز عيد پرده گوشت پاره شده است!.


منبع: ایسنا
      + نوشته شده در مورخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط عاشق شهادت | 

كنار جاده صفى آباد دزفول، مزرعه هاى كاهو برق مى زد. گفت «وايسا بخريم.»

چندتايش را همان جا شستيم و دوباره راه افتاديم. چند برگ كاهو خورده بود كه گفت

«كسى توى لشكر كاهو نداره. يادت باشه رسيديم اهواز، به تداركات بگم واسه همه بخره.»

 

                                                                                 خاطره ای از  شهید مهدی باکری

      + نوشته شده در مورخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط عاشق شهادت | 

اتل متل یه بابا

دلیر و زار و بیمار

اتل متل یه مادر

یه مادر فداكار                                         

جانباز

اتل متل بچه‌ها

كه اونارو دوست دارن

آخه غیر اون دوتا

هیچ كسی رو ندارن

مامان بابا رو می‌خواد

بابا عاشق اونه

به غیر بعضی وقتا

بابا چه مهربونه

وقتی كه از درد سر

دست می‌ذاره رو گیجگاش

اون بابای مهربون

فحش می‌ده به بچه‌هاش

همون وقتی كه هرچی

جلوش باشه می‌شكنه

همون وقتی كه هرچی

پیشش باشه می‌زنه

غیر خدا و مادر

هیچ‌كسی رو نداره

جانباز

اون وقتی كه باباجون

موجی می‌شه دوباره

دویدم و دویدم

سر كوچه رسیدم

بند دلم پاره شد

از اون چیزی كه دیدم

بابام میون كوچه

افتاده بود رو زمین

مامان هوار می‌زد

شوهرمو بگیرین

مامان با شیون و داد

می‌زد توی صورتش

قسم می‌داد بابارو

به فاطمه، به جدش

تو رو خدا مرتضی

زشته میون كوچه

بچه داره می‌بینه

تو رو به جون بچه

اقا و جانبازان

بابا رو كردن دوره

بچه‌های محله

بابا یه هو دوید و

 زد تو دیوار با كله

هی تند و تند سرش رو

بابا می‌زد تو دیوار

قسم می‌داد حاجی رو

حاجی گوشی رو بردار

نعره‌های بابا جون

پیچید یه هو تو گوشم

الو الو كربلا

جواب بده به گوشم

مامان دوید و از پشت

گرفت سر بابا رو

بابا با گریه می‌گفت

كشتند بچه‌هارو

بعد مامانو هلش داد

جانباز

خودش خوابید رو زمین

گفت كه مواظب باشین

خمپاره زد، بخوابین

الو الو كربلا

پس نخودا چی شدن؟

كمك می‌خوایم حاجی جون

بچه‌ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد

هی سرشو تكون داد

رو به تماشاچیا

چشماشو بست و جون داد

بعضی تماشا كردن

بعضی فقط خندیدن

اونایی كه از بابام

فقط امروزو دیدن

سوی بابا دویدم

بالا سرش رسیدم

از درد غربت اون

هی به خودم پیچیدم

درد غربت بابا

غنیمت َنبرده

شرافت و خون دل

نشونه‌های مرده

ای اونایی كه امروز

دارین بهش می‌خندین

برای خنده‌هاتون

دردشو می‌پسندین

امروزشو نبینین

بابام یه قهرمونه

یه‌روز به هم می‌رسیم

بازی داره زمونه

موج بابام كلیده

زنده یاد سپهر

قفل در بهشته

درو كنه هر كسی

هر چیزی رو كه كشته

یه روز پشیمون می‌شین

كه دیگه خیلی دیره

گریه‌های مادرم

یقه تونو می‌گیره

بالا رفتیم ماسته

پایین اومدیم دروغه

مرگ و معاد و عقبی

كی میگه كه دروغه؟

شعر از زنده یاد ابوالفضل سپهر

      + نوشته شده در مورخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط عاشق شهادت | 

شهید

خدایا! تو انسان را آفریدی برای تحمل سختی‌ها و در مسیر زندگی‌شان راه‌هایی قرار دادی، راه باطل و راه حق.

خدایا! این عاشقان راه تو را در پیش گرفته‌اند و در راه تو هجرت گزیدند، پس پیروزشان گردان.

پروردگارا از این كه بیدار شدم و راه معشوق را پیدا كردم خوشحالم.

خدایا! خواب بودم بیدارم كردی، مریض بودم شفایم دادی، در دام نفسانیت اسیر بودم، آزادم نمودی. تشنه در كویر به دنبال آب بودم مرا به آب رساندی و سیرابم كردی.

خدایا! گرچه عمر كوتاهی داشتم اما خیلی رنج كشیدم، جسمم همانند دیوارهای فولادین و سرپوشیده روحم را حبس كرده بود و تو بودی ای خدای سبحان كه دیوارهای فولادین را شكستی و مرا از گرداب هولناك دریا و از سیاه چال‌های ظلمت به روشنایی رساندی و به جای این همه مشقت دنیوی، سعادت بزرگی كه بالاترین درجه افتخار است به من عطا كردی.

خدایا! ریختن خونم نشانگر این است كه نهال تازه شكفته انقلاب اسلامی به آبیاری احتیاج دارد تا بارور شود و ندایم نشانگر رساندن پیام لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله است و آهم نشانگر طنین دردمندان عالم است و خشمم نشانه آن است كه ذلت نمی‌پذیرم و همیشه برای رضای خدا بر دشمنان می تازم و بازگشتم نشانگر ادای امانتی است كه در راه تو و رضای تو تقدیم می‌شود. (انا لله وانا الیه راجعون).

من با امام خمینی (ره) میثاق بستم و به او وفادارم زیرا كه او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بكشند و باز زنده كنند دست از او نخواهم كشید.

خدایا: دوست دارم در حال تشنگی دشمن ستمگر تیرش را در گلویم فرود آورد. مرا از مردن باكی نیست.

خدایا! اكنون خودت می‌دانی چه احساسی دارم. احساس می‌كنم كه در ركاب سیدالشهدا (ع) شمشیر می‌زنم و خود را در یك قدمی شهادت می‌بینم و هر لحظه انتظارش را می‌كشم.

آه، چه شیرین است لذت شهادت! آه، چقدر مشتاقم كه هر چه زودتر به این جوانان شهید بپیوندم!

خدایا! « های و هوی بهشت را می‌شنوم، چه غوغایی، حسین (ع) به پیشواز یارانش آمده چه صحنه‌ای چه شكوهی … »

طلبه شهید رضا حق‌شناس

      + نوشته شده در مورخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 توسط عاشق شهادت | 
به دليل بالا بودن حجم مطالب وبلاگ و پايين آمدن سرعت لود مطالب دسته بندي شده است. شما مي توانيد از منوي موضوعات مطلب مورد نظر خود را سريعتر پيدا نمائيد.         التماس دعا <
منوی اصلی
صفحه نخست
      پست الکترونیک

                   ارتباط با مدیریت

       پروفايل مدير

                          عناوين مطالب

اضافه به علاقه مندیها        صفحه خانگی

 

موضوعات

                زندگينامه شهدا

                 وصيتنامه شهدا

               خاطراتي از شهدا

                  مناطق جنگي

                   موبايل خاكي

                  دل نوشته ها
                  تصوير عشق

                      متفرقه

 

آخرين مطالب

 

آرشيو

 
دوستان

برای تبادل لينك در نظرات وبلاگ به ما بگوييد

 
جستجو


در وبلاگ عاشق شهادت
در كل اينترنت

 
لوگوی وبلاگ
 

امكانات

 طراح قالب: مديريت وبلاگ

RSS

 
آمار و نظرسنجی

لطفاً نظر خود را درباره این وبلاگ بیان کنید

 
نواي وبلاگ

 

 کپی برداری تنها با ذكر منبع بلامانع است.     All Rights Reserved 2007-2009  ©  Asheghe-Shahadat.blogfa.com